اخبار تازه :
رادیو اینترنتی کورعباسلو


نبرد با افسردگی


نبرد با افسردگی
وقتی فرد افسرده وارد اجتماع می شود به اعتقاد خدابخشی کولایی، فردی که در خانواده اش دچار مشکلی بوده، با ایجاد فاصله جغرافیایی نمی تواند این مشکلات را حل کند؛ اگر مشکلات لاینحل باشند، به قاره دیگری هم سفر کنید، این مشکلات، همچنان با شما هستند.
مثل این که برای همیشه، آرام و قرار را از او گرفته بودند. احساس خلأ می‌کرد، نمی‌توانست یکجا بنشیند، زیر پایش یکهو خالی شده بود، از همه فرار می‌کرد، حرف نمی‌زد یا خیلی کم و در مواقع ضروری. وزنش کم شده بود، همه می‌گفتند. کم‌خواب شده بود، قرص که می‌خورد، همه روز را می‌خوابید. دلشوره‌ای در دلش به پا بود که همه از آن بی‌خبر بودند... .

افسردگی می تواند واکنشی غریزی به شرایط پیش آمده باشد. برای نمونه وقتی یکی از نزدیکان فرد فوت می کند، دچار ضرر مالی می شود، درگیر پروسه طلاق و جدایی می شود و بسیاری حوادث نظیر آن، واکنشی به واقعه نشان می دهد که در حیطه افسردگی واکنشی جای می گیرد، اما افسردگی می تواند مزمن هم باشد یعنی ممکن است از دوره نوجوانی شروع شود که این نوع از افسردگی علائم و دوره های بهبود خاص خود را دارد.

آناهیتا خدابخشی کولایی، مشاور خانواده و مدرس دانشگاه می گوید؛ زمانی می توان یک اختلال را افسردگی نامید که علائم آن حدود شش ماه به صورت مداوم وجود داشته باشد که این با حالت غم معمولی که گاه افراد دچار آن می شوند، متفاوت است.

وقتی مرد، افسرده است
خدابخشی کولایی معتقد است، افراد یک خانواده می توانند در بروز افسردگی بر یکدیگر، تاثیرگذار باشند، اگر پدر خانواده افسرده باشد برای مثال، درگیر مشکلات زندگی مثل مشکلات اقتصادی، فردی یا شخصی شده باشد یا فردی کمال طلب بوده که به آرزوهای خود نرسیده باشد، طبیعی است که بر همسر و فرزندان خود تاثیر داشته باشد. به این دلیل که افراد افسرده از نظر بیان احساسات و برقراری رابطه جنسی با همسر خود دچار ضعف می شوند، افرادی هم که با آنها زندگی می کنند با مشکلاتی مواجه می شوند؛ ممکن است در همسر فرد افسرده، این احساس ایجاد شود که او هر کاری انجام می دهد، مورد قبول و رضایت همسرش نیست و پس از این که هیچ یک از کارهایی که برای جلب توجه همسر خود انجام می دهد، دیده نمی شود، فرآیندی را در پیش می گیرد که به بافت خانواده ضربه خواهد زد.

پرخاشگری، غُرزدن، تشنج و درگیری لفظی و فیزیکی ازجمله واکنش هایی است که از سوی هر دو طرف دیده می شود. پس از مدتی همسر مرد افسرده، دست از آراستگی و توجه به خود برمی دارد و علائم افسردگی در او نیز دیده می شود، او احساس گناهی پیدا می کند که چرا من هر کاری انجام می دهم نمی توانم همسرم را خوشحال کنم و به دنبال پیداکردن مشکل در وجود خود، مدام خود را کنکاش و شماتت می کند.

زن، افسرده می شود
خدابخشی کولایی می گوید: اگر در یک خانواده، زن افسرده باشد، طبیعتا میل و رغبت او برای عمل جنسی کاهش پیدا می کند، توجه به خود و رسیدگی به ظاهر در او بتدریج کاسته می شود، بشدت، افزایش یا کاهش وزن پیدا می کند و در واقع، خود را فراموش می کند. ممکن است اوقات طولانی از روز را در خواب بگذراند و از رسیدگی به وظایف و فرزندان خود بازماند. او رغبتی برای انجام وظایف همسری و مادری اش ندارد. در این گونه موارد، مرد اغلب پرخاشگر می شود و از راه های مختلف به همسر خود فشار وارد می کند.

فرزندان افسرده
علائم افسردگی والدین، بشدت روی فرزندان هم اثر می گذارد. خدابخشی کولایی معتقد است، فرزندان بدون این که متوجه باشند، الگوهای رشدی و شخصیتی را از والدین خود کسب می کنند. خانواده هایی که پرخاشگری و تنش در آنها روز به روز، بیشتر می شود، فاقد الگوی نرمال برای شکل گیری شخصیت هستند و به این دلیل است که افراد، به الگوهای معیوب روی می آورند.

از نظر او، افرادی که والدین افسرده، همیشه نگران و مضطرب دارند، الگوهای ارتباطی شان هم محدود می شود، کمتر دوست پیدا می کنند و در سطح می مانند و به این دلیل که وظایف والدین در قبال آنها انجام نمی شود، آنها از طریق کوشش و خطا رشد می کنند. از سوی دیگر در رشد عاطفی، احساسی و اجتماعی این افراد تاخیر ایجاد می شود، به این دلیل که این افراد در محیطی رشد کرده اند که میان افراد خانواده، گسست عاطفی وجود داشته است. گاه ممکن است در حالی که همه افراد خانواده به لحاظ هیجانی، عصبی هستند، هر کدام به انزوای خود بروند.

برای درمان چه باید کرد؟
این مشاور خانواده معتقد است، برای درمان خانواده، نکته مهم این است که ببینیم افراد به چه شکل عمل می کنند؟ آیا دلیل افسردگی، محیط خانواده، نگرانی ها و واکنش به اتفاقاتی است که در خانواده رخ داده یا دلایل طولانی مدت تری دارد؟ او به خانواده به عنوان یک سیستم نگاه می کند، نه شخصی که دچار افسردگی شده است. به این دلیل که اگر یک فرد افسرده برای درمان اقدام کند، زمانی که همان شرایط و فضایی که باعث افسردگی او شده است، وجود داشته باشد، افسردگی او باز خواهد گشت. بنابراین نمی توان با درمان فردی، مساله خانواده را حل کرد. خدابخشی کولایی تاکید می کند باید دید فرد افسرده در چه چرخه ای از خانواده قرار دارد؟ برای نمونه، خانواده ای که والدین سالمند یا میانسال دارد، به تبع تغییرات فیزیولوژیکی والدین مثل یائسگی زن و افسردگی که او ممکن است داشته باشد، دچار نوع خاصی از افسردگی خواهد شد. زنی که به تبع افسردگی همسرش، افسرده شده، اگر الگوهای تعاملش را تغییر دهد به این معنا که علائم ناراحت کننده را کمتر انجام دهد، به کل خانواده کمک خواهد کرد.

این مدرس دانشگاه، جدا از این که تغییر را به نوبه خود استرس آور می داند، معتقد است، سن افراد که بالا می رود، مقاومت در برابر تغییر هم بیشتر می شود، اما این گفته کاملا صحیح نیست فردی که سنش بالا رفته، به هیچ وجه تغییر نمی کند. ممکن است تغییر در این افراد به اندازه افراد جوانتر نباشد، اما می توانند سازگاری پیدا کنند البته نباید انتظار داشته باشیم بدون تغییر در فرزندان، والدین، تغییر داشته باشند؛ این تاثیر متقابل است.

وقتی فرد افسرده وارد اجتماع می شود به اعتقاد خدابخشی کولایی، فردی که در خانواده اش دچار مشکلی بوده، با ایجاد فاصله جغرافیایی نمی تواند این مشکلات را حل کند؛ اگر مشکلات لاینحل باشند، به قاره دیگری هم سفر کنید، این مشکلات، همچنان با شما هستند.

از نظر او، افسردگی ای که فرد با خود از محیط خانواده، به اجتماع حمل می کند، با در نقشی که در اجتماع دارد نیز تاثیرگذار خواهد بود. فردی که در یک خانواده پرتشنج که اعضای آن همه علائم افسردگی را دارند، رشد می کند، با پیش زمینه ای از مشکلات روحی وارد اجتماع می شود. چنین فردی در مقابل آسیب های اجتماعی شکننده تر و آسیب پذیرتر است، در صورتی که اگر ساختار خانواده از استحکام بیشتر برخوردار بود و تعاملات بهتری در محیط خانواده شکل گرفته بود، برخورد با مسائل و مشکلات زندگی اجتماعی هم شکل دیگری به خود می گرفت

[ارسال شده توسط همتعلی معزز]


پندها | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

چهارشنبه 6 خرداد 1394 - 06:30:41


دانلود مستند زیبایی آیریلیق Ayrılıq


آیریلیق یکی از ترانه‌های فولکلور و عامیانه آذربایجان به شمار می‌آید.

رجب ابراهیمی (فرهاد) شاعر اردبیلی آن را در ۱۳۳۵ خورشیدی سرود و استاد علی سلیمی آهنگ سازی آنها را انجام داد و خانم وارتوش (همسر استاد سلیمی) از رادیو تبریز ان را اجرا کرد.

ترانه آیریلیق با اجرای رشید بهبودف شهرت جهانی پیدا کرد و بعدها لطف یار ایمانوف و داریوش بزرگمرد موسیقی ایران زمین (به صورت تک آهنگ) آن را اجرا کردند.



جهت دانلود روی لینک زیر کلیک کنید:


http://free.mailbigfile.com/6f39f34144924da26b95ad09e949c537/listFiles.php


ویدئوها | ارسال نظر: 1 |  نسخه مناسب برای چاپ

جمعه 1 خرداد 1394 - 10:51:23


25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد


حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.

25 اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی گرامی باد


جهان سر به سر زیر دست ِ منست



هنر نزد ایرانیان است و بـــس



ندادند شـیر ژیان را بکــس



همه یکدلانند یـزدان شناس



بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس



دریغ است ایـران که ویـران شــود



کنام پلنگان و شیران شــود



چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد



در این بوم و بر زنده یک تن مباد



همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم



جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم



همه سربسر تن به کشتن دهیم



بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم



چنین گفت موبد که مرد بنام



بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام



اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار



چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار


شعر و ادب پارسی | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

شنبه 26 ارديبهشت 1394 - 16:44:14


کواباز(کورعباسلو) جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، عکاس آقای محمد علی اسکندرنژاد


کواباز(کورعباسلو) جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۴، عکاس آقای محمد علی اسکندرنژاد



مطالب سایت | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

شنبه 26 ارديبهشت 1394 - 13:45:28


ییلاق کوراباز(کورعباسلو) کلعکلی یوردو - سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، عکاس آقای بهروز پناهی


ییلاق کوراباز(کورعباسلو) کلعکلی یوردو - سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، عکاس آقای بهروز پناهی



مطالب سایت | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

پنجشنبه 24 ارديبهشت 1394 - 19:38:33


کورعباسلو(کوراباز) دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - عکاس آقای بهروز پناهی


کورعباسلو(کوراباز) دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ - عکاس آقای بهروز پناهی
با تشکر فراوان از آقایان بهروز پناهی و علی خسروی، بابت ارسال عکس ها به سایت کورعباسلو





تصاویر | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

دوشنبه 14 ارديبهشت 1394 - 14:13:02


عکسهای از کورعباسلو خرداد 1392 (خانم پریسا خدایاری)


عکسهای از کورعباسلو(خرداد 1392)



تصاویر | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

جمعه 21 فروردين 1394 - 08:44:34


ویدئو زیبا با نام باهار گلیب(بهار آمد) همتعلی معزز




[ ادامه مطلب ... ]


ویدئوها | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

چهارشنبه 27 اسفند 1393 - 06:57:10


قاشق زنی از یادها رفت!


آتش بازى و جشن چهارشنبه سورى از قرن‌ها پیش بین ایرانیان باب بوده و یكى از اعیاد مهم ملى محسوب مى‌شده كه پس از اسلام نیز به خاطر ملیت و فراگیرى این رسم در تمام مرز و بوم ایران به خاطر وجهه ملى دوام و قوامش برجا ماند. زمان گذشت و ساعت بارها نواخت تا چهارشنبه سورى نسل به نسل رنگ و لعاب ظاهرى اش را تغییر دهد. هجوم اقوام بیگانه و وضع قوانین جدیدشان جز در یكى دو برهه تاریخى مثل حمله اسكندر، اعراب و مغول نتوانست نقش آخرین سه شنبه سال را از خیال ایرانیان مسرور و سپاسگزار بزداید. مراسم ویژه این روز براى همه ایرانیان آشناست. همگام با تاریخ مراسم دیگرى به آن افزوده شد و بنا به همان مقتضیات زمانه كاهش یافت یا از بین رفت. نفس چهارشنبه سورى براى ایرانى‌ها شناخته شده و همان آتش بازى و شادمانى و سپاسگزارى از خداوند بخشنده است.



از رسم‌هایى كه در گذر زمان ضمیمه سنت چهارشنبه سورى شد و عمرى پاینده یافت، قاشق زنى و فالگوشى است. این مراسم بنا به روایات متعدد در برهه‌هاى زمانى ویژه اى متولد شد. برخى این مراسم را از ابتدا همراه و بخشى از جشن آخرین سه شنبه سال مى‌دانند. عده اى دیگر علاوه بر آتش بازى رسم ویژه اى براى هر شهر و منتسب به آن مى‌دانند. آنها معتقدند، جشن چهارشنبه سورى یك جشن ملى بوده و هر محلى براى خودش سنتى خاص دارد. سنت قاشق زنى براى اغلب تهرانى‌ها آشنا و ملموس است. البته این رسم در برخى شهرهاى دیگر ایران وجود دارد و بعضى شهرها فاقد این گونه رسومند.

یكى از دلایلى كه براى پدید آمدن پدیده قاشق زنى عنوان شده، كمك به فقرا و نیازمندان در قالب ناشناس است. در روزهاى نزدیك نوروز شهرها و روستاها پیشاپیش بوى بهار مى‌گرفتند. مردم به خاطر جان سالم به در بردن از زمستان خرسند بودند. روزهاى جشن و پایكوبى بود. در این بین خیلى‌ها نیازمند بوده و چیزى براى گستراندن سفره سرور نداشتند. عده اى كه معروف بود، سالى یك بار پلو مى‌خورند و شاید وسع خرید لباس نو نیز نداشتند. به هر حال شب جشن بود و تمام سفره‌هاى شهر رنگین بود. براى یك دست تر شدن خوان‌هاى شب عید، مراسم قاشق زنى به شكل خودجوش، شكل گرفت.در روزگاران قدیم كه تهران تازه لقب مركزیت یافته بود، قاشق زنى باب شد.
پس از مراسم آتش بازى و خواندن سرود «زردى من از تو، سرخى تو از من»، مردم كوچه‌ها را خالى كرده و گرد كرسى و سفره خود مى‌نشستند. صداى كلون در به گوش مى‌رسید. نگاه‌ها روى غذاى وسط سفره كه معمولاً سبزى پلو با ماهى بود لحظه اى به هم دوخته مى‌شد. تكه اى غذا، آجیل، شیرینى یا پول مى‌توانست دلى را خرسند و خوشحال كند. پسر بزرگ خانه یا پدر به هواى اهداى خوراكى یا نقدینگى خود را پشت در حیاط مى‌رساند.قاشق زن‌ها، پوششى بر صورت خود مى‌كشیدند تا شناخته نشوند. كسى اصرار در شناخت ایشان نداشت و هرچه از دستش برمى‌آمد در دستمال وى مى‌گذاشت. ترتیب رسم قاشق زنى به این شكل بود: قاشق زن‌ها كه معمولاً براى ناشناس ماندن تك نفره اقدام به قاشق زنى مى‌كردند با قاشق بر پشت كاسه مسى مى‌كوبیدند. با شنیدن صداى قاشق لقمه در گلوى صاحب سفره گره مى‌خورد و پایین نمى‌رفت. كسى پشت در اعلام گرسنگى مى‌كند. پیش از رسیدن میزبان، قاشق زن دستمال اش را از زیر یا بالاى در داخل خانه مى‌فرستاد. وقتى نیم لاى در بازتر مى‌شد كه دستمال پر شده از خوراكى، قند یا پول در دستشان قرار مى‌گرفت. قاشق زن به سرعت از محل دور مى‌شد و تنها خواسته اش ناشناس ماندنش بود. از آنجا كه در هر محله آدم خیررسان پیدا مى‌شود، قاشق زن بى آنكه بداند تحت تعقیب آدم خیر قرار مى‌گرفت. و شاید روز و روزهاى بعد، دستمال یا كیسه اى از هدایاى گوناگون جلوى سكوى منزلش مى‌یافت و خوشحال تر سال نو را آغاز مى‌كرد.همیشه هم این اتفاق‌هاى خوشایند روى نمى‌داد. بعضى وقت‌ها تعقیب و چرخش بیهوده زبان تعقیب كننده كار را خراب مى‌كرد و از سال آینده همه به چشم ترحم به قاشق زن مى‌نگریستند.

ایرانى‌ها مردمى‌شوخ مزاجند. شاید براى همین مراسم مهجور و پرالتهاب قاشق زنى خیلى زود رسمى ‌نشاط انگیز شد كه حكایات زیادى از قبلش به وجود آمد. قاشق زن‌ها زیاد شدند و برخى‌ها در قالب گروه‌هاى سه -چهار نفره قاشق زنى مى‌كردند. وارد كوچه اى مى‌شدند و قاشق بر كاسه مى‌كوفتند. پس از اتمام كار و باز كردن دستمال‌هایشان پشت كوچه، هر یك شانس خود را با دیگرى مقایسه مى‌كرد. یكى آجیل برده بود و دیگرى سكه اى پول، یكى هم با دستمال خالى كه مى‌شد از این طریق به خست صاحبخانه پى برد.شوخى در قاشق زنى بالا گرفت و قاشق زن‌ها دو دسته شدند. كسانى از روى فقر و عده اى براى مزاح سروصداى قاشق و كاسه درمى‌آوردند. حكایت شوخى‌هاى قاشق زنى براى هر كس خاطره اى ماندنى ساخت و شاید خاص بودن این شب در احیاى خاطراتش نقش داشته است. زمان گذشت و قاشق زنى مراسمى‌جالب توجه شد. به ویژه براى نوجوانان و جوانان. در سایه گذر زمان اعتقاداتى نیز پیدا شد. آنكه انعام و اطعام مى‌داد، نذر مى‌كرد تا حاجتش برآورده شود. در مقابل، دستمال قاشق زن را پر و پیمان مى‌كرد. همین دست اعتقادات گریبان قاشق زن‌ها را هم گرفت. آنها هم نذر مى‌كردند و دریافت پاسخ به منزله برآورده شدن حاجتشان تلقى مى‌شد.حركت قاشق زن را مى‌توان این گونه بیان كرد: جوانى تند و تیز كه سر و بدنش را مى‌پوشاند تا حتى جنسیتش نیز معلوم نشود. دستمال را مى‌انداخت داخل حیاط و با محتواى پول، شیرینى، نخودچى و كشمش كه در گره دستمال جا خوش كرده بود، كوچه را مانند دونده در حال فرار ترك مى‌كرد. یكى از اهداف قاشق زن‌ها، ناشناس ماندنشان طى آخرین ساعات آخرین سه شنبه سال بود.حتى قاشق زن‌هاى جوان و شوخ طبع نیز هرازگاهى جلوى خانه ثروتمندان و متمكنین شهر قاشق زنى مى‌كردند تا بلكه پولى، چیزى عایدشان شود و چند روز عید را خوش تر باشند. فالگوشى نیز پدیده اى بود كه در آخرین سه شنبه سال جان گرفت و به وجود آمد. روزگارى كه تمام بام‌هاى خانه‌هاى یك كوچه به هم راه داشت و حیاط‌هاى گسترده با درخت‌هاى زیادش، انتظار بهار را مى‌كشید فالگوشى نیز به رسم‌ها اضافه شد.
منبع: aftab.ir


مطالب سایت | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

سه شنبه 26 اسفند 1393 - 07:13:06


نشست آخرین جمعه سال، نماد همبستگی اهالی کوراباز(بلود کریمی)


همچنانکه همشهریان وعموزادگان کوراباز استحضار دارند، همه ساله در آخرین جمعه سال، اهالی کورابازلی گردهم می آیند تا ضمن گرامیداشت یاد و خاطره درگذشتگان و ابراز همدردی با بازماندگان، در آستانه سال نوبا یکدیگر دیدار کرده ودر خصوص مسایل و مشکلات زادگاهشان به گفتگو نشسته وهمفکری نمایند. مراسم امسال یک هفته زودتر و در 22 اسفندماه برگزار خواهد شد.
اين گردهمايي از جهات مختلف حائز اهميت است. دشواريهاي خاص زندگي در كلانشهرهااز قبيل وسعت وگستردگي شهر، ترافيك و پراكندگي محل هاي زندگي و كسب و كار افراد، تبعات اقتصادي و اجتماعي ناشي از زندگي دركلانشهر ها و به ويژه صرفه جويي در وقت افراد و ..... همه از عواملي است كه در شكل گيري و اجراي اين گردهمايي نقش داشته اند. علاوه براین، از آثار وپیامدهای مثبت این گردهمایی، همچون تقویت همبستگی بین اهالی، بیان مسایل و مشکلات کوراباز وهمفکری و ارایه راهکارهای مناسب جهت حل مسایل ومشکلات مورد نظر نمی توان غافل شد. در حقیقت نشست آخرين جمعه سال به نماد همبستگي كورابازلي ها تبديل شده است. در اينجا ضمن قدرداني از همه بزرگان و همشهرياني كه چنين سنت با شكوهي را پايه گذاري كردند و همه ساله در برگزاري آن مشاركت مي نمايند، توجه برگزار کنندگان را به نکات زیر جلب می نمایم .
همه مي دانيم كه كورابازلي ها با همت بالاي خود و باهمياري، كوراباز را به روستاي نمونه استان اردبيل تبديل كرده اند و دراین راستا، پیشگامانی بودند که گاه با نقش راهبری ویا با کمک مالی دراین دستاورد نقش کلیدی داشتند که باید به طریق مقتضی از ایشان تقدیر بعمل آید. باید از این گردهمایی استفاده کنیم و با ارایه مطلب، مقاله و.... از بزرگان خود یاد کنیم و آنان را به نسلهای جوانتر بشناسانیم. دیگر زمان آن نیست که با گفتن یک صلوات فکر کنیم که وظیفه مان را انجام داده ایم، ما در عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنیم عصری که در آن اطلاعات بسیار زیاد در قالب روزنامه، مجله ، سایت شبکه های اجتماعی و.... در یک لحظه در تمام دنیا به جریان می افتد .
باید در این گردهمایی سایت ها و شبکه های اجتمایی مجازی که بواسطه آنها می توانیم ارتباطات و همبستگی بین خودمان را تقویت کنیم معرفی کرده و بشناسانیم. دراین گردهمایی از نقش و عملکرد شورای اسلامی و دهیاری روستا صحبت کنیم و نقاط قوت و ضعف آنها را تحلیل کنیم و با تدبیر راهکار مناسب در جهت شفاف سازی مسایل مالی مربوط به کوراباز، از ایجاد شبهه و تردید در اذهان مردم نسبت به خدمتگذاران خود جلوگیری نماییم. در این گردهمایی باید از رجب (فرهاد) ابراهیمی سراینده شعر ماندگار آیریلیق که از افتخارات کوراباز بشمار می روند ودررشد وتوسعه کوراباز نقش بزرگی ایفا کرده اند سخن بگوییم. هنوز بسیارند ازهمشهریان جوان که اورا نمی شناسند وبسیارند کسانی که شناخت درستی از ایشان ندارند و با اشعار ایشان که شهرتی عالمگیر دارند بیگانه اند. قریب به یک سال است که بواسطه کسالت از فعالیتهای اجتماعی بدور مانده اند. باید از خودمان انتقاد کنیم. آیا توانسته ایم در این مدت یکسال از ایشان عیادت کنیم؟ اگر ما نتوانیم بزرگان علم و ادب خودرا بشناسیم و در زمان حیاتشان قدرشان ندانیم از نسلهای آتی هم نمی توانیم انتظار داشته باشیم .




مطالب سایت | ارسال نظر: 0 |  نسخه مناسب برای چاپ

سه شنبه 19 اسفند 1393 - 21:28:58


برو به صفحه       >>